بیوگرافی و آرشیو اشعار
به صفحه اشعار « » خوش آمدید. در این صفحه، اشعار ایشان به همراه لینک نغمه ای که توسط یکی از هنرمندان نغمه دات نت اجرا شده، برای شما عزیزان فراهم آمده است.

بیوگرافی

بیوگرافی ثبت نشده است...

  • بازدیدها
  • 0 گوش داده شده
  • پسندها
  • 0 دانلودها

آرشیو اشعار

  • سبیل مریح ویرایش
    سبيلُ الدّموعِ سبيلٌ مريحْ ... تنهّد أيا صاحِ كي تستريحْ ... وبُثّ الدّعاءَ الخفيَّ الصّريحْ ... يسعْكَ الفضاءُ الرَّحيبُ الفسيحْ ... فَبِاللهِ كَمْ تستطبُّ القُروحْ ... ويبرأُ جُرحُ الكَسيرِ الجريحْ ... وينشطُ ذاكَ السّقيمُ العَلِيلْ ... وقد كانَ بالسُّقم دهرٌ طريحْ ... تقالُ العِثارُ العِظامُ بهِ ... ويغدو الهوا كَكبشٍ ذبيحْ ... بِذكر الإلهِ تطيبُ الحياة ... تُسرُّ أساريرَ وجهٍ صبيحْ ... تنحّ أيا حزنُ واهجُر فؤاداً ... توكّل بِجدٍّ بعزمٍ فصيحْ ... فإنّي عَلِمتُ بأنّكَ نَجْوى ... ولبسُ خبيثٍ مضلٍّ قبيحْ ... تبختر ترجّل بصوتٍ وخيلٍ ... فمالكَ في الأرضِ دربٌ صحيحْ ... إلى الله عُدنا وبالله لُذن ... ليُطْوى زمانٌ بئيسٌ شحيحْ
    سروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
  • بنی آدم برادر نیستند ویرایش
    سعدیا دیگر بنی آدم برادر نیستند ... جملگی اعضای یک اندام و پیکر نیستند ... عضوهای بی شماری را به درد آورده چرخ ... عضوهای دیگر اما یار و یاور نیستند ... کودک چشم آبی و سیه چشم عرب ... در نگاه غربیان با هم برابر نیستند ... شاید اطفالی که اکنون در فلسطین زنده اند ... تا رسد شعرم به این مصراع دیگر نیستند ... از نگاه غربیان انگار در مشرق زمین ... مادران داغ کودک دیده، مادر نیستند ... کاش بی بی سی سؤال از بارِ بی سازان کند ... این عروسک ها که می سوزند دختر نیستند ... ای نتانیاهو اگر مردی تو با مردان بجنگ ... گرچه اسرائیلیان از دم مذکر نیستند ... بی مروت کودکند اینها نه مردان حماس ... خانه اند این ها که شد ویرانه، سنگر نیستند ... کودکان هر چند که بسیارند اندر ویرانه ها ... ساقه های ترد ریحانند لشکر نیستند ... خادمان کعبه سرگرمند در کاباره ها ... یا که اهل جنگ جز با رقص خنجر نیستند ... پشته ها از کشته ها پیداست دنیا کوری ... آسمان از ناله پر شد، گوش ها کر نیستند ... تا به کی کودک کشی در غزه آیا غربیان ... در هراس از انتقام اهل خاور نیستند
    سروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
  • یا سكن النفس ویرایش
    بُشراكِ اليومَ أيا عُمري ... فالآنَ تحقَّقَ ما رُمْـنـا ... بـحـلالِ اللّٰهِ تـجَـمَّـعـنـا ... ولأجلهِ كُنَّا قد صُـمْنـا ... بُشراكِ اليومَ أيا عُمري ... فالآنَ تحقَّقَ ما رُمْـنـا ... بـحـلالِ اللّٰهِ تـجَـمَّـعـنـا ... ولأجلهِ كُنَّا قد صُـمْنـا ... فحفظتِ قلبكِ لي وحدي ... بعـفـافٍ وبـطُـهْـرٍ بَـاد ... وقطعتُ لأجلكِ أشواطًا ... لتكوني الأُمَّ لأولادي ... يا سَكَنَ النفسِ ومَأْمَنَها ... ذا بهجي يشدو بِوَتيني ... قَرِّي عينًا.. هيَّا ابتهجي ... قد أَكمْلَنا نِصفَ الدينِ ... يا سَكَنَ النفسِ ومَأْمَنَها ... ذا بهجي يشدو بِوَتيني ... قَرِّي عينًا.. هيَّا ابتهجي ... قد أَكمْلَنا نِصفَ الدينِ ... أرواحُنا كالجُنْدِ تلاقَتْ ... فائْتَلَفَتْ بـعـدَ تعارفِـهـا ... واتَّحدتْ بالحبِّ فصارتْ ... روحًا مِنْ فَـرطِ تآلُـفِـهـا ... لـو زادتْ أعـبـاءُ الدنيا ... فَلَأنتِ الرَوْحُ وريـحـانـي ... ألُبابةَ قلبي صُحبتُكِ ... نوري وزهوري وجِناني ... يا سَكَنَ النفسِ ومَأْمَنَها ... ذا بهجي يشدو بِوَتيني ... قَرِّي عينًا.. هيَّا ابتهجي ... قد أَكمْلَنا نِصفَ الدينِ ... بـمـودَّتِـنـا وتـراحـمِـنـا ... سنشيّدُ بيتًا مِنْ تقوىٰ ... ونسير على شرعِ اللّٰهِ ... وبهِ الحُبُّ سيغدو أقوىٰ ... حمدًا للخالِقِ يا عمري ... أنْ زوَّجنا فمِنهُ الـمِـنَّـةْ ... إنّي معكِ طولَ الدنيا ... لتكوني زوجي في الجنَّةْ
    سروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
  • سوف یمضی بنا ویرایش
    سوف يمضي بنا مركب للــــوداع ... يستحث الخطى والدموع الشراع ... عالم لم يــزل يستلذ الـــــمتــــــاع ... انتم اخـوتي خيــر هذا المــــــتـاع ... آآآآهـ يا اخوتي بُـعدكم لا يــــــراد ... كيف انسى اخي كيف يحلو الرقاد ... دمع عيني جرى واستطال السواد ... يا الــه الورى الطفا ًبالـعــــبــاد ... دنيانا يالها تجري مجرى السحاب ... وهي تسعى بنا نحو يوم الحساب ... أخوتي رددو صوتكم مستطاب ... لسنا نرجوا سوى دعوة للصحاب ... أخوتي عاهدوا الله فوق السماء ... ان يكون لنا في القريب لقاء ... أخوتي عاهدوا الله فوق السماء ... ان يرى كفكم ضارعا بالدعاء
    سروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
  • خورشید ایمان ویرایش
    مرا امشب تمنایت گرفته ... صدای گریه هام جانم گرفته ... دلم تنگی نموده ای حبیبم ... مرا بغضی زهجرانت گرفته ... دلم تنگی نموده ای حبیبم ... مرا بغضی زهجرانت گرفته ... منم عاشق منم در کوی یزدان ... منم مجنون دیدار چو حیران ... مرا حسی دگر امشب به جانم ... بیاد گوهر جانم بخوانم ... رسول الله تویی آوای جانم ... تویی عشق و تمنای جهانم ... اگر باشد مرا جانی به این تن ... همانم را برایت می نشانم ... رسول الله تویی اسرار عالم ... تویی خورشید ایمانم جهانم ... حبیب کبریا این دل چه تنگ است ... جمال روی تو بر دل نشان است
    سروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
  • سبحان الله و بحمده ویرایش
    سبحان الله و بحمده ... سبحان الله العظیم ... سبحان الله و الحمدلله ... لا إله إلا الله و الله اکبر
    سروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
  • صلی علیک الرحمن ویرایش
    صلى عليك الرحمانُ ... أزكى الصلاة والسلام ... يا ربي ارفع مقامه ... دَومًا في كل مكان ... سيّدي يا محمّد ... حُبُّك روحُ الإيمان ... يا ربي أرجو لقاءه ... يومًا في دار السلام ... Everywhere I hear your name being mentioned ... The whole world is talking about you ... And the thought of being part of your nation ... I’m so proud to follow you ... Day and night you sacrificed ... Led us from darkness to light .. And I ... Until the end of my time ... I will love you ... صلى عليك الرحمانُ ... أزكى الصلاة والسلام ... يا ربي ارفع مقامه ... دَومًا في كل مكان ... سيّدي يا محمّد ... حُبُّك روحُ الإيمان ... يا ربي أرجو لقاءه ... يومًا في دار السلام ... يا حبيبي.. حبيبي يا محمد ... صلى عليك الرحمان ... حُبّك في كل مكان ... يا حبيبي.. حبيبي يا محمد ... يا خيرَ الأنام ... عليك أزكى السلام ... صلى عليك الرحمانُ ... أزكى الصلاة والسلام ... يا ربي ارفع مقامه ... دَومًا في كل مكان ... سيّدي يا محمّد ... حُبُّك روحُ الإيمان ... يا ربي أرجو لقاءه ... يومًا في دار السلام ... يا مؤمنين ... صلوا على النبيّ ... وسلّموا تسليما
    سروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
  • کوه عصیان ویرایش
    یا رب گرفتارم ... عبد گنهکارم ... این جرم بسیارم ... تنها تو را دارم ... من دل به تو بستم ... خالی بود دستم ... تا بودم و هستم ... تنها تویی یارم ... سرد و قدم دردم ... عمری گنه کردم ... این ناله سردم ... این چشم خونبارم ... این کوه عصیانم ... این چشم گریانم ... آلوده دامانم ... سنگین شده بارم ... بنگر به آه من ... کوه گناه من ... روی سیاه من ... ای رب غفارم ... یا قاضی الحاجات ... یا قابل التوبات ... یا سامع الاصوات ... تنها تویی یارم ... یا رب معبودم ... تو کل مقصودم ... من عبد معبودم ... تو حی دادارم
    سروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
  • لاتأمن الدنیا ویرایش
    لاتأمن الدنیا فکم من لوعة ... تعط القلوب تئن بالآحزان ... تصفو الحیاة و لایغرک صفوها ... و اغتم من العمر القصیر الفانی ... و یشوب صفو جمالها فی وهلة ... کرب یزید بکفة المیزان ... فاعمل بجنات و استزد ... فالموت یأتی دون مااستئذان
    سروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
  • روز اول عشق ویرایش
    عشق اگر روز ازل بر کف تقدیر نبود ... زیر این طارم درد ناله شبگیر نبود ... سقف این دل اگر از لؤلؤ و مرجان می بود ... وصل جانانه دگر وصل به تعبیر نبود ... من و دل بارگ خون پاره جگر سوختیم ... بعد از این درد به قلبم سر تأثیر نبود ... این دل ساده جلوه گر رخسار است ... عاشقش شد دل من ناوک تقصیر نبود ... شده معتوه به لوح و قلم تقدیرم ... بعد از آن چاره راه ورای ت نبود ... چه کنم لوحه عمرمم ثبت این دفتر ... ثبت گردید دگر فرصت تغییر نبود ... اگر از روز اول رحم و مروت می بود ... دگر هیچ عاشقی بیچارۀ دلگیر نبود ... مکنت و جاه و جلالم همه رفت در هیهات ... آن زمان رسم محبت بس تنویر نبود ... حالی آن نقطه فهمم شده روشن اما ... دیر اما دگر وقت به تأخیر نبود ... عطایی سر سبد مزرعه خوبان است ... گرچه اکنون شده آگاه ولی هم دیر نبود
    سروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
  • هزتنی نسمات اللیالی ویرایش
    هزتني ... نسمات الليالي ... فتراءى ببالي ... طيف آلآم مرير ... أبكتني ... صرخات الأيامى ... و أنين تنامى ... حول قيد وأسير ... تكويني ... شهقات الثكالى ... طعنات توالى ... دمعة الطفل الغرير ... مُديني ِ يا شراع الزمان ... لربوع الاماني ... لمدى زاه منير ... عيناها ... نزفها مشتكاها ... حزنها وبكاها ... مسجداها والمسير ... سألاها ... عن بقايا رؤاها ... حين يرنو مناها ... فأجابت بالقدير ... يا قدسي ... يا نفائح نفسي ... فيك ليلي وهمسي ... ودعاء المستجير ... من يدري ... یا صبابة صدري ... أرى ميلاد فجرى ... يعقب الليل المغير
    سروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
  • عناق الشهداء ویرایش
    هي هذه أرضي وذا زيتوني ... أغلى من الماء الذي بعيوني ... أهلي وتاريخي وتحت ترابها ... يتعانق الشهداءُ منذ قرونِ ... لا تنتظر.. فالحر ليس ببائعٍ ... أرضاً.. ولن يرضى لها بالدونِ ... ثقةً بما وعَدَ المهيمنُ لن ترى ... أحداً بصبري أو بحُسْن ظنوني ... وأنا أحب القدس حب عقيدةٍ ... هيهات تَخرج عن إطار جفوني ... واللهِ يملؤنا الحنينُ لمسجدٍ ... مرآهُ كالسلوان للمحزونِ ... وبساحة الأقصى تمامُ صلاتنا ... وعدُ النبي الصادق المأمونِ ... لا عطرَ مثلَ دمائنا في أرضنا ... لم نختبئ عن نصرها بحصونِ ... لا شيءَ أطهرُِ من شهيد كرامةٍ ... مذ قال ربك للكرامة كوني
    سروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید: