آرشیو اشعار
-
دامادِ پیامبر، عثمان بود ... قاصدِ دلاور، عثمان بود ... الگوی سخاوت، عثمان بود ... مشغول به تلاوت، عثمان بود ... سخی و خردمند ذی النورینِ نامدار ... به هجرت و نصرت غنی کردُ شاهکار ... و مالش بکرد وقف در اسلام و ایمان ... نمود جیشُ العُسره مجهز غنی جا ... سخاوت ز عثمان که دارد نشانش ... نمود وقفِ دین هرچه داشت با توانش ... به هر کارِ خیر بود مطیعِ پیامبر ... پیامبر به عثمان بدادند دو دختر ... سفیرِ پیامبر به آن روز میعاد ... بمانَد ز عثمان حُدیبیه در یاد ... که دستِ پیامبر بجایش بلند شد ... از آن بیعتِ حق غنی بهره مند شد ... غمخوار پیامبر، عثمان بود ... دوستدار پیامبر، عثمان بود ... معیارِ سخاوت، عثمان بود ... تعبیرِ حمایت ، عثمان بود ... رفیقِ پیامبر به فردوس اعلاء ... ز عثمانُ راضی بدان حق تعالی ... چو از مال خوبش نمود خرج اسلام ... سخیُ غنی بود همان مرد خوشنام ... شهادت به وقت تلاوت نصیبش ... برفت با تبسم به نزد حبیبش ... حیادار غنی بود ذی النورین عابد ... چو خونش به قرآن بدان گشتُ شاهد ... همیارِ پیامبر، عثمان بود ... آن یار پیامبر، عثمان بود ... بازوی نجابت، عثمان بود ... دارای شهامت، عثمان بودسروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
-
همره و یارِ رسول مدنی ... نیست در فضل ابوبکر سخنی ... آنکه هر جا به فریاد ضعیفان داد رس ... هر نیامند را بود همه جا فریاد رس ... یارِ غار وَ سفرِ پیغمبر ... بعدِ طاها او به حق شد سرور ... او ابوبکرُ بود مردِ نجابت و مرام ... کس چو صدیق به صداقت نیاورده دوام ... مجتبی را سپرُ زاهدُ بی همتا بود ... آنکه در بخششُ لطف بر همگان دریا بود ... شبِ معراج به تصدیقِ پیامبر آمد ... وقتِ سختی ابوبکرِ دلاور آمد ... همه جا وقت نیاز بود ابوبکر حاضر ... راضی از حضرتِ صدیق خدای قادر ... شاهدِ غیرتِ صدیق همه پیرُ جوان ... به مرتّدین بداد هیبتِ ایمان نشان ... گفت من زنده و در دین بیاید نقصان؟ ... همچو بوبکر کجا بود شجاع در ایمان ... آن ابوبکر که آورد همه ی دارایی ... کرد اسلامُ را با دلُ جان همراهی ... بی توقع همه جا داشت حضور با مالش ... بود صادق و راست در سخنُ اعمالش ... جان ما باد به فدای همان مردِ دلیر ... آنکه بعد از رسولم زمامدارُ امیر ... یاد نیکش به تاریخ همی باد جاوید ... بود ابوبکر همه بیوه زنان را امیدسروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
-
سالارِ شهیدانی ... مظلومم حسین جانی ... دوستدار حسین هستم، از درد حسین خوانم ... در کرب و بلای او، با ماتم و غم مانم ... در وادیِ وانفسا، فریاد انا الحق تو ... مظلوم رَهِ مردی، آن تشنه ی مطلق تو ... برخاستی به راهِ راست، با جمعِ عزیزانت ... تا با قدمِ ایمان، صد تکه شود جانت ... محبوبِ پیامبر تو، ریحانه ی دلهایی ... در کرب و بلای غم، با ظلم تو تنهایی ... هفتاد و دو تن لاله، با جَورُ ستم پرپر ... مظلوم دلِ تاریخ، در معرکه تو بی سر ... آنکس که لبانش را، بوسید نبیِ پاک ... در دشتِ ستم بی جان، افتاده به روی خاک ... آقای جوانان است، در جنتِ جاویدان ... در کربُ بلا خونین، آستینُ سرُ دندان ... مظلوم حسین جان است، با عزتِ آزادی ... طفلان گُلش خونین، بیداد چه بیدادی ... در خونِ خودش غلطید، ریحانه ی پیغمبر ... تا عرش خدایی رفت، فریادِ علی اصغر ... باد ننگ به هر ظلمی، در زمزمه ی تاریخ ... در روز همه پرسی، ظالم بشود توبیخسروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
-
علی علی علی .. علی علی علی ... علی علی علی .. درود بر علی ... او شیرخدا مردِ شجاع حیدر کرار ... در بدرُ اُحد سر زده از دشمن غدّار ... بود مرد عمل وقت نبرد فاتحِ خیبر ... هر دم همه جا بود به همراه پیامبر ... شیرِ دلاور .. علی ... سیدُ سرور ..علی ... فاتحِ خیبر ..علی ... دوستِ پیامبر .. علی ... نام علی شوکت ما ... شیرِ دلاور علی جااان ... هم رکابِِ مصطفی بوده علی جان ... برگیزیده مرتضی بوده علی جان ... رنگین شده است تیغ علی با غَمِ کفار ... کابوس منافق شده بود حیدرِ کرار ... رنگین شده است تیغ علی با غم کفار ... کابوس منافق شده بود حیدرِ کرار ... در وقتِ نیاز تیغِ علی قاضی میدان ... راضی ز علی گشته بدان خالقِ یزدان ... سیدُ سالار .. علی ... زاهدُ دیندار .. علی ... شیرِ وفادار .. علی ... فاتحُ سردار .. علی ... فخرِ جهان، عزت ما ... هیبت ما بوده علی جااان ... دووست دارِ مجتبی بوده علی جان ... با وقار و با خدا بوده علی جان ... آن شاهِ نجف رونقِ دیوانِ پیامبر ... دامادِ پیامبر شد و میهمانِ پیامبر ... اندر شبِ هجرت بماند جای نبی جان ... در کودکی هم بود به همراهِ نبی جان ... بوده زمامدار .. علی ... عاقلُ هوشیار .. علی ... عابدُ بیدار .. علی ... فاتحِ نامدار .. علی ... سید و سالار و دلاور ... همه جا بوده علی جااان ... راهنمای دین ما بوده علی جان ... متقی و با خدا بوده علی جان ... در بدر و حنین خیبرُ آن لحظه ی احزاب ... کافر ز خَمِ تیغ علی خفته به مرداب ... در بدر و حنین خیبر آن لحظه ی احزاب ... کافر ز خَمِ تیغِ علی خفته به مرداب ... شمشیرِ علی فاتحِ دلهای جهان شد ... با تیغِ علی هیبتِ اسلام عیان شد ... شمعِ فروزان .. علی ... سیّدِ خوبان .. علی ... خورشیدِ تابان .. علی ... یارِ نبی جان .. علیسروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
-
راهِ حق و اعتدال راهِ عمر ... بوده عدل همیشه همراهِ عمر ... فاروق بین حقُ راه باطل است ... فردوس بدان به حق شده جاهِ عمر ... عمر عمر عمر ... دل عمر دلبر عمر رهبر عمر ... جان عمر جگر عمر جانان عمر ... شیر عمر سالار عمر بهتر عمر ... مات سیمای عمر ... خَلق به تماشای عمر ... اشکِ زیبای عمر ... رونق شبهای عمر ... قوّت اسلام عمر ... هیبت اسلام عمر ... فاتحِ مطلقِ ایران ... یمن و شام عمر ... شاه عمر سلطان عمر سرور عمر ... همرهِ صدیق و پیامبر عمر ... همسرِ گُل دخترِ حیدر عمر ... هیبت شاهانِ دلاور عمر ... مردِ میدان عمر ... سید و سلطان عمر ... شاه خوش نام عمر ... فخرِ گلستان عمر ... آنکه والا گُهر است ... عزتِ نام بشر است ... هر زمان تاجِ سر است ... حضرتِ فاروق عمر استسروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
-
در هیبـــت تاریخ،نــام تو مــی ماند ... این قصه ی پاک را، هر نسل میخواند ... مردی ز باریکه در غزه ی خوشنام ... از شوکت نامش ، کفر لرزه بر اندام ... ای شیر با ایمان، در جمع صد کفتار ... چون سرو ایستادی، از بزدلی بی زار ... تاریخ می گوید، از تو شهامت را ... در روز وانفسا از، تو شجاعت را ... فرزند شهید دادی، طفلان تو پرپر ... صبر از شما دیدیم، ای مرد نام آور ... بود راهنمای تو ، قرآن کتاب حق ... در مکتب یاسین، سرمایه مطلق ... در بند صهیونیزم، مردانه ایستادی ... با این رشادت ها، همواره در یادی ... تبعید را فرصت، کردی تو اسماعیل ... بر جان اسرائیل، بودی تو عزرائیل ... آن نخل زیتون را، با خون آب دادی ... دست تجاوز را، درس حساب دادی ... نزدیک تر از دیروز، هست روز آزادی ... با خون اسماعیل، می آید این شادی ... بر فرق هر کافر سجیل می بارد ... نخل هو الحق را، در قدس می کارد ... در اورشلیم تان نصب می کنیم پرچم ... کابوس تان هستیم، و میشویم هر دم ... حیفا و تل آویو تا عمق اسرائیل ... رنگین خواهند شد با خون اسماعیل
-
سروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
-
هست مصطفایم سردار عالم ... درب نبوت را گشتُ خاتم ... سیراب عالم از سیرتشان ... فخر تمامین فرزند آدم ... آمد برای خوش بختی ما ... مهر وجودش مانند دریا ... نا مهربان ما بودیم با او ... در کوه طایف و خاک بطحا ... الله الله الله الله یا رسول الله ... الله الله الله الله یا رسول الله ... داشت بر یتیمان دست نوازش ... با دشمنش داشت بسیارُ سازش ... دنیای دون را مهتاب کامل ... نور وجودش هر جا به تابش ... هر بینوا را احمد نوا بود ... همراهی شان اهل صفا بود ... دل ها به تسکین با نام پاکش ... فانوس شب ها و راهنما بود ... فداک ابی و امی یا رسول الله ... بود امت امت ورد زبانش ... در روز محشر هم این نشانش ... آن جا که هرکس نفسی سراید ... وا امتی باز عرضُ بیانش ... ما را شفیع محشر محمد ... ما را شفیق و راهبر محمد ... چون او نداریم غمخوار دیگر ... هم ساقی آن کوثر محمد ... یا رسول الله یا نبی الله ... یا خیر خلق الله یا خاتم الانبیاء ... یا رب صلی صل و سلم علی محمد ... صدها درود و صدها تحیات برای احمد ... وصلی الله علی خیر خلقه محمد ... آله و صحبه و سلمسروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید: