بیوگرافی و آرشیو اشعار محمد المحیسنی
به صفحه اشعار « محمد المحیسنی » خوش آمدید. در این صفحه، اشعار ایشان به همراه لینک نغمه‌ای که توسط یکی از هنرمندان نغمه دات نت اجرا شده، برای شما عزیزان فراهم آمده است.

محمد المحیسنی

بیوگرافی ثبت نشده است...

  • 54 بازدیدها
  • 0 گوش داده شده
  • 0 پسندها
  • 0 دانلودها

آرشیو اشعار

  • می وزد کم کم هوای دیگری ... می رسد ما را عطای دیگری ... آن عطایی که بها دارد بها ... در دل آن از صفای دیگری ... آرزوی دیدن او در دل است ... تا به او گر چه رسیدن مشکل است ... مشکل است چون عمر ما دست خداست ... هر کس از پایان عمرش غافل است ... دیده وا کن ماه خوب از راه رسید ... روح ما را جان تازه در دمید ... مژده بادا بر شما ای مؤمنان ... ماه قرآن ماه خوبی و نوید ... رحمت آید از زمین و آسمان ... از شیاطین جمله هستیم در امان ... بسته درهای جهنم بر همه ... از بهشت بادا گشوده بی گمان ... روزه داری و سحرخیزی در آن ... دوری از یاوه سرایی با زبان ... گر کنی اجرا فرامین خدا ... بهره بردی در حقیقت از زمان ... روزه باید در دل آید در وجود ... تا شود آن را به زیبایی ستود ... روزه آن است بی گمان ای حق پسند ... کان کنی آن که خدا فرموده بود ... جستجو کن بهترین شب را در آن ... از خدا خواه تا دهد آن را نشان ... خلوتی کن با خدای روز و شب ... می دهد خلوت جلا به جسم و جان ... جستجو کن رونق عمر خزان ... باد خوشبوی بهاری وزان ... نام آن باد آشنا و دلنشین ... ماه قرآن ماه رحمان رمضان
    سروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
  • سلام ای مسجدِ اقصی ... سلام ای جایِ پایِ او ... همان که این جهان با دین ... سراسر کرده زیر و رو ... به خود بالد همی باید ... هر آنکس در کنارِ تو اْسْت ... تو از آنِ مسلمانی! ... مسلمان، یارِ غارِ تو اْسْت! ... اگرچه پیشِ تو دشمن ... نباشی لحظه‌ای آرام ... تو را جان برکفانی باد ... که دشمن را نموده رام ... درونِ شان پر از ایمان ... نلرزانَد ورا بادی ... چنین بودی اگر ما را ... نبودیم اینچنین عادِی ... شهادت کارِ آنان است ... زن و مردِ فلسطینی ... بلرزانند دلِ دشمن ... خدایا خود که می‌بینی! ... هجوم شان به سانِ شیر ... به قلبِ دشمنان تیر است ... گریزد هر کجا دشمن ... مگر از جانِ خود سیر است؟! ... تو را "اقصی" چنین ملّت ... به پیشَت راهِ آزادی ... خدایا، دشمنان را ده ... شکستِ سخت و بربادی ... شود روشن دل و دیده ... در آن دَم که چنین گردد ... نمیریم و ببینم که ... تو را تقدیر همین گردد
    سروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید: