آرشیو اشعار
-
مرا در دل هوای کوی یار است ... محمد جلوه باغ بهار است ... فدا سازم دل و جان در ره او ... محمد در دو عالم گلعذار است ... محمد مظهر لطف الهی ... که در اعماق دل یکتا نگار است ... اگر کافر بتازد بر حریمش ... بداند ملک او تار و مار است ... صلاح الدین اگر دیگر نیاید ... صلاح الدین بسی صدها هزار است ... ز شاگردان پاک مکتب او ... که هر یک یار او جنت تبار است ... ابوبکر و عمر عثمان و حیدر ... که دین بر عشق ایشان استور است ... سلام حق روان جمله بادا ... که دین از جهد ایشان لاله زار است ... ولی نالم ز حال خود دریغا ... که چشم از جلوه دنیا خمار است ... چنان غفلت به دل ها ریشه کرده ... که سنت در نگاه خلق عار است ... مسلمانان تا به کی غافل ز رحمان ... یقین دانیم آدم رهسپار است ... بیا مؤمن به سوی حق شتابیم ... که ایزد بر من و تو انتظار استسروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
-
مع الاسف متن شعر یافت نشد..سروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
-
مع الاسف متن شعر یافت نشد..سروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
-
در هوای سرزمینم یاد یاران زنده باد ... در شبِ تاریخ مشعل داران دوران زنده باد ... سنگر از عطر نفس های شهیدان پر شده ... در دل هر ذره از این خاک یاران زنده باد ... با صدای گریه های کودکانه رفته اند ... لیک در لالای شعبان دل سپاران زنده باد ... هر نگاهی عاشقی دنبال آن پروازهاست ... در بلندای افق شاهین بازان زنده باد ... گرچه خاموشند و در تابوت آرامیده اند ... در میان هر دعائان غم گساران زنده باد ... چشم هاشان آیه تفسیر آزادی شدند ... در سکوت هر نمازان رهسپاران زنده باد ... از شهیدان مانده در ما ریشه ای باور هنوز ... دفتر و شعر مکارم بهر یاران زنده بادسروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
-
مع الاسف متن شعر یافت نشد..سروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
-
مع الاسف متن شعر یافت نشد..سروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
-
مع الاسف متن شعر یافت نشد..سروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
-
مع الاسف متن شعر یافت نشد..سروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
-
سروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
-
فضا تاریک و مغموم است و ماهی بر نمی آید ... طلوع صبح خوشبختی در این خاور نمی آید ... فلسطین غرق در خون است، عرب مشغول عیّاشی ... زِ دست خَیل عیّاشان که کاری بر نمی آید ... به سینه حبس گردیده صدای مسجدالاقصی ... خروش نعرۀ تکبیر از این منبر نمی آید ... صلاح الدین ایوبی زِ خواب خوش نمی خیزد ... نوای فتح و پیروزی از این سنگر نمی آید ... صدای مادر مظلوم زِ بام کهشکان بگذشت ... دریغ از سرزمین وحی دیگر عُمر نمی آید ... نمانده در عرب مردی به جز چند مهرۀ سوخته ... محال است.. شعلۀ آتش زِ خاکستر نمی آید ... نوار غزّه را بنگر، سراپا داد و فریاد است ... زِ شاهانِ عرب اما به جز عَرعَر نمی آید ... یهود و گَبر و ترسا را کنار یکدگر بینم ... دمی در صور اسرافیل چرا محشر نمی آیدسروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
-
مع الاسف متن شعر یافت نشد..سروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
-
به بسم الله شروع کردم که گویم هر نفس هو هو ... به غیر از هو و یا من هو نگویم غیر الا هو ... نفس تا در بدن دارم به یاد دوستو بگذارم ... همیشه در همین کارم نجویم غیر الا هو ... چو قمری هر زمان کوکو به هر دم میزنم هو هو ... قلندروار و یا من هو نپویم غیر الا هو ... ز شوق یارو دم دردم ای سر و پا میزنم هر دم ... همان هو هو شدم نگویم غیر الا هو ... درین عالم وگر دیدم یکی نقشی پسندیدم ... هر آن نقشی که من دیدم ندیدم غیر الا هو ... به ذکر هو بپیوستم ز غم یاهو به خود رستم ... دل خود را به هو بستم نبستم غیر الا هو ... یقین دانم در این فانی دلا ولله که مهمانی ... حسن گر ذکرو میخوانی نخوانی غیر الا هوسروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید: