بیوگرافی و آرشیو اشعار حافظ شیرازی
به صفحه اشعار « حافظ شیرازی » خوش آمدید. در این صفحه، اشعار ایشان به همراه لینک نغمه ای که توسط یکی از هنرمندان نغمه دات نت اجرا شده، برای شما عزیزان فراهم آمده است.

حافظ شیرازی

بیوگرافی

خواجه شمسُ‌الدّینْ محمّدِ بن بهاءُالدّینْ محمّدْ حافظِ شیرازی (۷۲۷ – ۷۹۲ هجری قمری) مشهور به لِسانُ‌الْغِیْب، تَرجُمانُ الْاَسرار، لِسانُ‌الْعُرَفا و ناظِمُ‌الاُولیاء، متخلص به حافظ، شاعر فارسی‌گوی ایرانی است. بیش‌تر شعرهای او غزل است. مشهور است که حافظ به شیوهٔ سخن‌پردازی خواجوی کرمانی گرویده و همانندیِ سخنش با شعرِ خواجو مشهور است. حافظ را از مهم‌ترین اثرگذاران بر شاعرانِ فارسی‌زبانِ پس از خود می‌شناسند. در سده‌های هجدهم و نوزدهم میلادی اشعار او را به زبان‌های اروپایی نیز ترجمه کردند و نامش به محافل ادبی جهان غرب نیز راه یافت. هر سال در ۲۰ مهر مراسم بزرگداشت حافظ در آرامگاهش در شیراز با حضور پژوهشگرانی از اقصا نقاط دنیا برگزار می‌گردد. در تقویم رسمی ایران ۲۰ مهر را روز بزرگداشت حافظ نامیده‌اند. [برگرفته از ویکی پدیای فارسی]

  • 187 بازدیدها
  • 0 گوش داده شده
  • 0 پسندها
  • 0 دانلودها

آرشیو اشعار

  • اگر آن ترک شیرازی ویرایش
    اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را ... بخال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را ... بده ساقی می باقی که در جنّت نخواهی یافت ... کنار آب رکناباد و گلگشت مصلّا را ... فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب ... چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را ... ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است ... بآب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را ... من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم ... که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را ... اگر دشنام فرمائی و گر نفرین دعا گویم ... جواب تلخ میزیبد لب لعل شکرخا را ... نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست‌تر دارند ... جوانان سعادتمند پند پیر دانا را ... حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو ... که کس نگشود و نگشاید بحکمت این معما را ... غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ ... که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریّا را
    سروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
  • دل می رود زدستم ویرایش
    دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را ... دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا ... کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز ... باشد که باز بینیم دیدار آشنا را ... ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون ... نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا ... آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است ... با دوستان مروت با دشمنان مدارا
    سروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
  • گفتم غم تو دارم ویرایش
    گفتم غمِ تو دارم گفتا غمت سر آید ... گفتم که ماهِ من شو گفتا اگر برآید ... گفتم ز مِهرورزان رسمِ وفا بیاموز ... گفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید ... گفتم که بر خیالت راهِ نظر ببندم ... گفتا که شب رو است او از راهِ دیگر آید ... گفتم که بویِ زلفت گمراهِ عالَمَم کرد ... گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید ... گفتم خوشا هوایی کز بادِ صبح خیزد ... گفتا خُنُک نسیمی کز کویِ دلبر آید ... گفتم که نوشِ لعلت ما را به آرزو کشت ... گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید ... گفتم دلِ رحیمت کِی عزمِ صلح دارد ... گفتا مگوی با کس تا وقتِ آن درآید ... گفتم زمانِ عِشرت دیدی که چون سر آمد ... گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سر آید
    سروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
  • مدد مدد ویرایش
    مع الاسف متن شعر یافت نشد..
  • یار می گوید الله ویرایش
    یار می گوید الله… دلدار می گوید الله ... عاشق و دلداده ی دلدار، یا رسول الله ... عاشقِ جانانی ام… ای جان! یا رسول الله ... دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا را ... دردا که رازِ پنهان خواهد شد آشکارا ... یار می گوید الله… دلدار می گوید الله ... عاشق و دلداده ی دلدار، یا رسول الله ... عاشقِ جانانی ام… ای جان! یا رسول الله ... کشتی شکستگانیم؛ ای باد شُرطه برخیز ... باشد که باز بینیم دیدارِ آشنا را ... یار می گوید الله … دلدار می گوید الله ... عاشق و دلداده ی دلدار، یا رسول الله ... عاشقِ جانانی ام… ای جان! یا رسول الله ... ای صاحبِ کرامت؛ شکرانه ی سلامت ... روزی تفقدی کن؛ درویشِ بینوا را
    سروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید: