آرشیو اشعار
-
چراغ روشنم گردیده خاموش ... شدم گویا من از یادت فراموش ... حصار جور و نامردیّ و طغیان ... مرا در بر گرفتست ای مسلمان ... منِ اقصی که بودم قبله گاهت ... چرا سویم نمی دوزی نگاهت ... چرا غرق اندر این دنیای دونی ... پس از عزت چرا خوار و زًبونی ... عمر ای مظهر خوبی کجایی ... صلاح الدین ایوبی کجایی ... به خون بنشسته قلب پاک اقصی ... به زیر پای دشمن خاک اقصی ... منار و مأذنِ اللهُ اکبر ... شده در چنگ صهیون ستمگر ... به زیر تیغ دشمن طفل و مادر ... مسلمان می بُرد حلق برادر ... کجا شد خالد و فاروق و حیدر ... کجا شد تخت وتاجِ روم و قیصر ... کجا شد حرمت خونهای محراب ... رشادتها چرا شد ذلت و خواب ... سر از خواب زمستانی بر آور ... که تا شام فلسطین آید آخر ... مسلمان،وعدهٔ قران چنین است ... که پیروزی نصیب متقین است
-
از صبا آید نسیمی بر مشام ... غصه و اندوه و غم آید تمام ... ماه بخشش ماه غفران میرسد ... ماه روزه ماه قران و قیام ... بارش لطف الهی بر زمین ... سفره ی رحمت برای مومنین ... ماه آزادی ز نفس سرکش و ... ماه قید و بند شیطان لعین ... ماه پایان غم است و انتظار ... ماه قدر است و شبی به از هزار ... ماه تسبیح و تراویح و قنوت ... ماه برگشتن بسوی کردگار ... مومنان آیید بر درگاه حق ... تا شود دلها پر از شور و رمق ... شام یاس و تیرگی ها می رود ... می دمد خورشید امیّد از فلق ... می رسد آواز حق از هر طرف ... ای که عمرت در معاصی شد تلف ... سوی ما باز آی و پروایی مکن ... خانه ی امن است اینجا، لا تخفسروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
-
مسلمان تابه کی ساز جدایی؟ ... به دور از حبل قرآن و خدایی ... اسیر دست شیطان گشته دستت ... چنین تاکی تو پابند هوایی ... مسلمانان زیک آیین و کیشند ... چرا پس جور و حقد و بی وفایی ... مگر دین و کتاب و قبله یک نیست ... چرا پس اختلاف و خودگرایی ... محمد هم رسول عالمین است ... چنین پس تابع شیطان چرایی ... میان ما خلاف افکنده دشمن ... ندارد دست یک دستی صدایی ... تلف شد عمر در غفلت برادر ... نمیخواهی بسوی حق بیایی ... ندارد جز به وحدت هیچ قومی ... زدست دشمنش راه رهایی ... ز هر نسل و نژاد و رنگ و شهری ... عرب یا قوم فارس و آریایی ... بیا سوی کلام پاک یزدان ... که دعوت میدهد بر یک صدایی ... بیا تا بازگردد مسلمین را ... شکوه و عزت و فرمانروایی ... بیا تامسجدالاقصی نماند ... اسیر و جور ظلم و بینوایی ... بیا تا در دیار پاک افغان ... ز جنگ و خون نماند رد پایی ... بیا تا زندگی از سر بگیریم ... به راه رسم ناب مصطفاییسروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
-
یـا رب خدایـا در گـذر ... از این همـه وِزر و گُـناه ... از جـرم و از تـقصیـر ما ... ایـن واپسین ایام مـاه ... بـاری سفر را بسـته ای ... ای مـاه پُر فیض خُـدا ... دلهــا پُر از اندو وغــم ... عــزمِ سفــر داری چــرا ... یــاد خوش ایــام تُـو ... یــاد تـراویح و قــیام ... از دل نخواهــد شد بیرون ... ای مــاه تقـوا و صـیام ... یاد سحرگاه و غروب ... یاد نماز نیمه شب ... آن بی قراری های ما ... در ماه شعبان و رجب ... تا تو بیایی از سوی ما ... مهمان دل های مان شویی ... اما چه زود این ها گذشت ... حــالا تــو داری می روی ... افسوس و صد افسوس ازین ... ماه ای که رفت ای دوستان ... افسوس ازین شب های قدر ... افـسوس ازین عـمر گران ... حیران و دل خونم خدا ... این لحظه های آخر اش ... حیران چو طفل بی نوا ... در جست و جو مادرش ... قدرش ندانستیم و رفت ... این مـاه قـرآن و نمـاز ... در های دوزخ بسته بود ... در هـای جـنت باز بازسروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
-
نور تابان الهی در جهان گردید پیدا ... تا جمال روی احمد شد در این عالم هویدا ... بهترین مخلوق عالم خاتم پیامبران است ... منت و لطف الهی بر تمام مؤمنان است ... سید اولاد آدم احمد و محمود و مختار ... دوست دارم ای محمد من تو را بی حد و بسیار ... مهر هر روز منی و ماه شب غمینم ... کی بود نور رخت را ای رسول الله ببینم ... کاش مانند صحابه دائما بودم کنارت ... در تبوک و بدر و خندق کاش بودم همجوارت ... در أحد مانند یاران کاش بی باک و دلیر ... سینه ام می شد سپر بر نیزه و شمشیر و تیر ... تا فدایت می شدم من جان زتن می شد رها ... جان من میشد نثار جان پاک مصطفی ... ای محمد طبع شعرم عاجز از اوصاف توست ... بیت و مصراع و ردیفم نوشین و قاف توست ... من چه گویم وصف آن که ذات حق او را ستود ... من له خلق عظیم من له کرم و جود ... صل یا رب و سلم دائما فی کل حین ... بر روان پاک احمد هادی پاک و امینسروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
-
شاه جوانان بهشت نور دو دیده نور ای ... ابا محمد ای حسن ای سید والا حسین ... از نسل شیر حق علی وز نسل زهرای بطول ... از بهترین نوع بشر از طینت پاک رسول ... آزاد مردان خدا بی کبر و بی رنگ و ریا ... در راه وصل و عاشقی شد سر ز تن هاشون جدا ... در علم و دانش چون علی ای نسلی از جنس پدر ... از برق شمشیر شما شد شام ظلمانی سحر ... مهر شما مردان حق در خون و جان و تا رکود ... مانند نام مصطفی حک گشته در عمق وجود ... هرگز نیاید در خیال وصف شما اصحاب و آل ... این بس که راضی از شما پروردگار ذوالجلال ... گلهای باغت ای رسول یاران پاک و اهل بیت ... در خندق و جنگ احد در جنگ بدر و حزرمه ... همراه و همدوشت شدند محض رضای کردگار ... هنگامه جنگ و جهاد بی صبر و آرام و قرار ... همچون ابوبکر و عمر مثل حسن مثل حسین ... مانند عثمان و علی مصداق احدی الحسنیین ... با جان و مال و نفس خود بر کافران میتاختند ... یا چیره بر کفار و یا در راه حق جان باختند
-
برگشته ام خدایا با کوله باری از غم ... بار گنه زیاد و بار عبادتم کم ... برگشته ام به سویت ... چون حی دستگیری ... چون پوزش گنه را ... از بنده می پذیری ... گم کرده بودمت من ... در های و هوی دنیا ... سر تا قدم گناهم ... می بخشیم تو آیا ... یا رب خدای خوبم ... بر قلب من نظر کن ... چشمان خشک من را ... از شوق خویش تر کن ... من توبه کردم اکنون ... بر درگاه تو هستم ... دستان من به سویت ... یا رب بگیر دستم ... گر دست من نگیری ... غیر از تو کس ندارم ... گر نشنوی صدایم ... فریادرس ندارم ... گر جرم من زیاد وقلبم ز غصه خون است ... صبر و گذشت و عفوت ... از جرم من فزون است ... بر پیشگاهت ای دوست ... سر بر زمین نهادم ... دریاب بنده ات را ... یا رب برس به دادم ... ای آن که نام پاکت ... آرامش دل و جان ... برهان مرا خدایا ... از قید و بند شیطان ... شرمنده ام خدایا ... یا رب مرا ببخشای ... جز درگاه تو یا رب ... دیگر نمانده ام جایسروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
-
ای برادر جان به شعرم گوش کن ... جام بیداری ز شعرم نوش کن ... ما مسلمانیم و نی آتش پرست ... هر که دور از دین بوَد او جاهل است ... یادمان باشد که کیش ما چه بود ... آتش و آتش پرستی در سجود ... هدیه آورد سوی ما یار رسول ... دین را چون ماه تابان در حلو ... آری آن ناجی از جنس بشر ... آن راد مردی که نامش بود عُمر ... دین حق را هدیه آورد سوی ما ... ورنه آن دنیا سیاه بود روی ما ... فاتح ایران ، عُمر سالار دین ... آن که در دل داشت به لبش یقین ... خون داد تا دین به ایرانم رسید ... دل درون قلب کفّار و درید ... فاتح بیت المقدس بود و عُمر ... دشمن هر خار و خصم بود و عُمر ... بود او داماد علی مرتضی ... یاور دل داده ای بر مصطفی ... دشمنی با او خلاف دین ماست ... لاعن او دشمن بد کین ماستسروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
-
ای بهترین گل در گلشن من ... ای پاره ای از جان و تن من ... لالا لالایی ای بهترینم ... داغ تو را من هرگز نبینم ... الیاس خوبم ای نور دیده ... شب شد دوباره ای نورسیده ... لالا لالایی ای بهترینم ... داغ تو را من هرگز نبینم ... الیاس خوبم ای نور دیده ... شب شد دوباره ای نورسیده ... لالا لالایی شب تا سحرگاه ... خورشید رفت و پیدا شده ماه ... پشت و پناهت از هر گزندی ... باشد خداوند تا تو بخندی ... لالا لالایی دردانه من ... ای از تو روشن شد خانه من ... پشت و پناهت از هر گزندی ... باشد خداوند تا تو بخندی ... لالا لالایی دردانه من ... ای از تو روشن شد خانۀ منسروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
-
سلام ای فرصت جبران تقصیر ... سلام ای موسم اسلام و تغییر ... رسیدی از رها رهن خداوند ... ز عرش کبریایی شد سرازیر ... بیا با جرم و تقصیر فراوان ... بیا با کوله باری پر ز عصیان ... بیا درهای رحمت باز باز هست ... در این ماه نزول وحی و قرآن ... بیا با اشک چشمان ناله ی دل ... بیا اینجا سر مقصود و منزل ... بیا مشتاق دیدار تو هستم ... ولی تو از من مشتاق غافل ... ز هر سو نغمه ی الله اکبر ... شود در گوش جان و دل مکرر ... که بازآ بنده ی گم کرده ما را ... بسوی خانه ام یک بار دیگرسروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
-
بعد از فراغ و انتظار ... شد بار دیگر آشکار ... ماه وصال یار و یار ... مهمان قلب عاشقان ... باز آمده از راه دور ... ماه سراسر شوق و شور ... ماه نزول وحی و نور ... بر خاتم پیغمبران ... ماه گذشت هست و امید ... سی صفحه ی پاک و سفید ... هنگامه ی عهد جدید ... با خالق هفت آسمان ... ای بنده ی غرق گناه ... ای عاصی دور از اله ... ای رهرو گم کرده راه ... در پیچ و تاب این جهان ... گر خسته و در مانده ای ... گر در شب غم مانده ای ... از هر دری گر رانده ای ... نام مرا یکدم بخوان ... نام من آمرزگار ... نام خدای کردگار ... از من بسویم کن فرار ... در فتنه های این زمان ... با گریه و راز و نیاز ... دستت بسویم کن دراز ... درهای جنت گشته باز ... باز آ به این دار الامانسروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
-
دل من شاد از بوی محمد ... به قربان گل روی محمد ... اگر باشد مرا صد جان شیرین ... فدای یک سر و موی محمد ... درود و همچون باران بهار ... به روح پاک خوشبوی محمد ... خدا موجود کرده در دو عالم ... صورت و نام زیبای محمد ... شده ذات شریفش ختم مرسل ... از سوی رب یکتای محمد ... سلام بی عدد ای پادشاها ... رسان بر روضه روی محمد ... کشان از لطف خدا ای مهربانا ... مرا بی پا و سر و موی محمدسروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید: