سلام ای مسجدِ اقصی
... سلام ای جایِ پایِ او
... همان که این جهان با دین
... سراسر کرده زیر و رو
... به خود بالد همی باید
... هر آنکس در کنارِ تو اْسْت
... تو از آنِ مسلمانی!
... مسلمان، یارِ غارِ تو اْسْت!
... اگرچه پیشِ تو دشمن
... نباشی لحظهای آرام
... تو را جان برکفانی باد
... که دشمن را نموده رام
... درونِ شان پر از ایمان
... نلرزانَد ورا بادی
... چنین بودی اگر ما را
... نبودیم اینچنین عادِی
... شهادت کارِ آنان است
... زن و مردِ فلسطینی
... بلرزانند دلِ دشمن
... خدایا خود که میبینی!
... هجوم شان به سانِ شیر
... به قلبِ دشمنان تیر است
... گریزد هر کجا دشمن
... مگر از جانِ خود سیر است؟!
... تو را "اقصی" چنین ملّت
... به پیشَت راهِ آزادی
... خدایا، دشمنان را ده
... شکستِ سخت و بربادی
... شود روشن دل و دیده
... در آن دَم که چنین گردد
... نمیریم و ببینم که
... تو را تقدیر همین گردد