سالارِ شهیدانی
... مظلومم حسین جانی
... دوستدار حسین هستم، از درد حسین خوانم
... در کرب و بلای او، با ماتم و غم مانم
... در وادیِ وانفسا، فریاد انا الحق تو
... مظلوم رَهِ مردی، آن تشنه ی مطلق تو
... برخاستی به راهِ راست، با جمعِ عزیزانت
... تا با قدمِ ایمان، صد تکه شود جانت
... محبوبِ پیامبر تو، ریحانه ی دلهایی
... در کرب و بلای غم، با ظلم تو تنهایی
... هفتاد و دو تن لاله، با جَورُ ستم پرپر
... مظلوم دلِ تاریخ، در معرکه تو بی سر
... آنکس که لبانش را، بوسید نبیِ پاک
... در دشتِ ستم بی جان، افتاده به روی خاک
... آقای جوانان است، در جنتِ جاویدان
... در کربُ بلا خونین، آستینُ سرُ دندان
... مظلوم حسین جان است، با عزتِ آزادی
... طفلان گُلش خونین، بیداد چه بیدادی
... در خونِ خودش غلطید، ریحانه ی پیغمبر
... تا عرش خدایی رفت، فریادِ علی اصغر
... باد ننگ به هر ظلمی، در زمزمه ی تاریخ
... در روز همه پرسی، ظالم بشود توبیخ