من لاله و افغانم.. من دیدۀ گریانم
... من آه دل مظلوم.. من خانه ویرانم
... در سینه نهان دارم غم های همه دنیا
... خونینه شب و روزم حیرانم از این غم ها
... بس ظلم و ستم کرده هر کافر و هر بی دین
... از خون جوان من هر کوه و کمر رنگین
... ** ستم خورده در چشم و نگاه من
... بس سنگ جفا خورده بر جسم تباه من
... یک لحظه نگاهم کن ای پشت و پناه من
... بشکسته دل شادم ای خالق این عالم
... من ملت افغانم بی همدم و بی یاور
... مسلم تو چرا غافل بی پرده شده کافر
... ای ناصر مظلومان ای پادشه خوبان
... اندوه و پریشانی آیا می رسد پایان
... طاغوت روا دارد هر لحظه ستم بر جان
... این اهل عناد و کین از بین ببرد ایمان
... صد مشت ستم خورده این پیکر خونینم
... از عالم و ازآدم دلگیرم و غمگینم
... من طفل ستمدیده من روح الم دیده
... ای مادر رنجیده محزونم و گریانم
... من ملت افغانم بی همدم و بی یاور
... مسلم تو چرا غافل بی پرده شده کافر