مسلمان چرا زار و حیران شدی
... بہ طوفان ذلت تو ویران شدی
... زمانی لبت غنچہ ی خنده بود
... چرا ای مسلمان تو گریان شدی
... بہ وحدت خروشان تو بودی چو بحر
... چرا قطره گشتی و پنهان شدی
... خدا گفتہ شیطان تو را دشمن است
... چرا تابع نفس و شیطان شدی
... چراغ هدایت خموش است و تو
... ڪنون خالی از نور ایمان شدی
... ندیدی مگر عزّت دین بہ خود
... چرا دور از حڪم قرآن شدی
... بہ آزادگی بوده ای یڪہ تاز
... چرا پا بہ زنجیر و زندان شدی
... اگر نفس و شیطان تو را سرور است
... چرا ای برادر مسلمان شدی