آرشیو اشعار
-
فدای عُمرباد جانُ تنم ... به عشق عُمر زندگی میکنم ... سَرم خاک پای عُمرجان بُود ... نشان ولایش به سَر میزنم ... از آن دم که تسلیم طاها شدی ... مُراد رسول مصفا شدی ... دعای محمد تو هستی ثمر ... به تکبیر ایمان محلا شدی ... به شمشیر بُران به دستور حق ... جهان را تو دادی به عزت سبق ... اگر برگ زرین بجوید کسی ... تو دادی به تاریخ زرین ورق ... ز فیض محمد تویی بهرهور ... به دستور قرآن تو بستی کمر ... که تخم فساد از زمین برکنی ... کنی کفرُ و ظلمت تو زیر و زبر ... مزین خلافت به نام عمر ... دل مؤمنان شد مقام عمر ... ز ایران و روم و عراق و یمن ... گرفته سراسر پیام عمر ... ز احسان تو هست و اسلام ما ... ز نور تو روشن شد ایام ما ... هزاران درود و سلام و دعا ... به روح عمر شاه خوش نام ما ... به پهلوی صدیق و احمد تویی ... به جنت رفیق محمد تویی ... شهادت شعار شب و روز تو ... غریق کَرم های ایزد تویی ... علی و عمر هر دو تا پهلوان ... برادر برابر دو تا قهرمان ... تو داماد شیر خدا مرتضی ... تویی هم رکاب با نبی مصطفی ... ابوبکر صدیق و آن یار غار ... ز بهر نبی هر زمان جان نثار ... نماد حیا هست و عثمان ما ... فدای همه باد فداشان ضیاءسروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
-
خدایا تو را دوست دارم ز جان ... تو تنها امید منی در جهان ... به جز تو کسی را ندارم خدا ... فقط از تو خواهم نه از دیگران ... تو درمان دلهای پژمردهای ... تو تنها پناه دل بیکسان ... به سوز دلم وارسی کن خدا ... به خون دل جمله درماندگان ... خدایا برآور تو این خواهشم ... ز تو خواهم آرامش روح و جان ... ز بیمهری ناکسان خستهام ... بگیرم ز مهر تو نام و نشان ... سپردم دلم را به الطاف تو ... که لطف تو گستردهتر تا بیکران ... ضیا وجهه و عزت و اعتبار ... فقط از تو خواهد نه از این و آنسروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
-
بپرهیز ای جوان از هر گناهی ... حفاظت کن دو چشم از هر نگاهی ... بویژه در فضاهای مجازی ... مبادا آیدت قهر الهی ... مکن وقتت تلف تا می توانی ... برو در جست و جوی کاردانی ... چرا با این و آن تا پاسی از شب ... دریغ از فرصت سبز جوانی ... بهوش ای نوجوان در هر مجالی ... مکن چت با غریب و لاابالی ... همین دنیا مرموز مجازی ... پر از عشق و هوس های خیالی ... بیا بشکن قفس های مجازی ... تو از هر قید و بندی بی نیازی ... اگر دنبال عشق یا محبت ... بجو راه درست و پاکبازیسروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
-
باشد کتاب قرآن هویت مسلمان ... این نسخه الهی تنها فلاح انسان ... گفتا خدای رحمان حافظ منم به قرآن ... نوری که بر فرزوم باشد همی تابان ... سوزند اگرچه قرآن قرآن ابد نسوزد ... این معجزه ابد با کین و حسد نسوزد ... آتش اگر کشیدند آن ناکسان نادان ... آتش نگیرد الا بنیاد و ریشه شان ... دست پلید شیطان آغشته شد به قرآن ... معلوم شد که اکنون دشمن شده هراسان ... ای کافران بمیرید با خشم و خفت خود ... موتو بغیظکم با خواری و ذلت خود ... هرگز نسوزد اسرا و الشمس و النور و طه ... در قلب هر مسلمان یس و ملک و اعلی ... نور خدا که هرگز خاموش و تار نگردد ... با مکر و حیله هاتان اسلام خوار نگردد ... جمعیت مسلمان ذلت نمی پذیرد ... سر را نمی کند خم حتی اگر بمیرد ... جان های فدای قرآن خالق ما ... الله گواه این حرف و قلب صادق ماسروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
-
رسول مهربانی ها محمد رسول الله ... رسول مهربانی ها محمد رسول الله ... محمد رسول الله، محمد رسول الله، محمد رسول الله ... محمد رسول الله، محمد رسول الله، محمد رسول الله ... محمد سرور عالم، محمد رهبر آدم ... محمد شد رسول الله، گواه او همه دنیا ... ندایش صلح و آزادی، رهایی از اسارت ها ... الا ای کافران آیید به سوی جنة المأوی ... شعار اشهد أن محمدا رسول الله ... بود هر روز و شب ورد زبان مومن و پویا ... شده اصحاب و یارانت فدایت یا رسول الله ... صد اسماعیل به قربانت هزاران جان بی پروا ... اگر کافر زنادانی روا دارد جسارت را ... وگر داند مقامت را، رها سازد اهانت را ... مگر آن کس که چشم او مثال بولهب کور است ... بگو تبت یدا بر او درک ماوای او بادا ... چه جرمی هان فراتر از اهانت بر رسول الله ... سر و جان ها فدای او بود از جان ما اولی ... محمد هم چو خورشیدی بود در آسمان تابان ... دو چشم حاسدان کور از شعاع نور او باداسروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
-
ای رهبر فرزانه نام تو درخشان است ... عشق تو به دل ها چون هر لحظه خروشان است ... در خاطره ایمان یاد تو همی زنده ... در هر دل انسانی مهر تو فروزان است ... ای عطر گلایل ها محبوب همه دل ها ... شمع شب محفل ها شب از تو چراغان است ... تو فخر رسولانی سر تاج مسلمانی ... سرلوحه انسانی مهر تو ز ایمان است ... روشن شده این دنیا از یمن طفیل تو ... اسلام تو در گیتی هر جا چو بهاران است ... گر دشمنت امروزه چو گرگ کشد زوزه ... بدر تو در این عالم رخشنده و تابان است ... خفاش اگر کور است از روی تو مهجور است ... چون روی تو پرنور است زین از تو گریزان است ... ما را بکشید اما توهین به پیمبر نه ... زیرا که ولای او در عمق دل و جان است ... جان همه عالم بادا به فدای تو ... در پیرو جوان ما عشق تو نمایان است ... هر کس که کند توهین بر احمد بولقاسم ... نفرین خدا بر او ملعون مسلمان است ... تا جان به بدن داریم بر خصم تو می تازیم ... ما چون دژ فولادین این مسلک قرآن است ... ما پیرو بوبکر و فاروق عمر جانیم ... این خط و نشان ما از حیدر و عثمان است ... ما رهرو قرآن و هم سیرت او هستیم ... این هر دو چراغ دین منشور مسلمان است ... تا جان به بدن باشد این جامه کفن باشد ... صدها که چو من باشد در راه تو قربان است
-
گذر کن دمی سمت و سوی قبور ... ز دنیای خود لحظهای کن عبور ... ببین وضع و حال هزاران نفر ... که افتاده هر کس به ژرفای گور ... همان مردمانی که با ما بُدند ... هماکنون چهشد آن همه شأنو شور ... همه ساکت وسرد و یکسرخموش ... نه بانگو خروشی همه سوت و کور ... ز کاشانه خود برونت کنند ... برید این جسد را به یک جای دور ... به دنیا و کالای آن دل مبند ... بگیر از متاعش به قدر ضرور ... برای سرای مخلّد بکوش ... اگر هستی از اهل درک و شعورسروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید:
-
ای صفای سینه ها ای کعبه دلها محمّد ... ای رسول مهربانی سیّد بطحا محمّد ... عرشیان در آسمانها نغمه شادی سرایند ... فرشیان هم با دل و جان بر در کوی تو آیند ... آمدی خوش آمدی تو در میان نسل انسان ... تا برون آری بشر را از کران خوار و حیران ... آمدی تو در جهانی دخترک منفور می شد ... دخترک ها زنده با دست پدر در گور می شد ... آمدی نسل بشر را هدیه بنمایی شرافت ... هم حیات تازه بخشی ارجمند و با کرامت ... مژده داد انجیل یوحنّا که نامش احمد آید ... از فراسوی جهان هم آن رسول سرآمد آید ... صد جفاها دیده ای تو، خون دلها خورده ای تو ... داغ مرگ حمزه ها و بار غم ها برده ای تو ... در میان آن رسولان، سیّد والا تویی تو ... مقتدای انبیا در مسجدالاقصی تویی تو ... منهدم شد کاخ کسری با دم الله اکبر ... هم ز تو با یک اشاره واژگون شد کاخ قیصر ... خالد و عثمان و حیدر، وان عمر شیر دلاور ... ثانی اثنین اذهما فی الغار آن صدیق اکبر ... کل اصحاب پیمبر روشنای شمع دینند ... افتخار آسمان و افتخاران زمینند ... شاعران وصف تو گویند ای رسول مهربانی ... مدح تو گوید ضیا با شور و عشق و شادمانیسروده را با نوای مُنشدین زیر بشنوید: