روز محشر محضر پروردگار
... عده ای شاد و گروهی شرمسار
... عده ای در سایه عرش خدا
... در کنار حوض نزد خدا مصطفی
... عده ای از معصیت غرق عرق
... تشنه و بی جان و سست و بی رمق
... انتظار نامه پایان کار
... مرد و زن از هول محشر بی قرار
... دیده هاشان خیره بر لوح حساب
... حسرت و افسوس و ترس و اضطراب
... حسرت ایام و ساعاتی که رفت
... شیشه عمری که در غفلت شکست
... ترس از رسوا شدن نزد خدا
... اضطراب از سختی روز جزا
... غصه اعمال پنهانی و زشت
... گه نظر بر دوزخ و گه بر بهشت
... ناله و فریاد یا رب ارجعون
... هوشیاری بعد از عمری جنون
... خالق و دادار گیتی خشمگین
... بر طغات و سرکشان و مجرمین
... بر دهان مهر خموشی زد اله
... دست و پا بر معصیت هامان گواه
... مادر و فرزند از هم در گریز
... سرکشان خوارند و مسکینان عزیز
... ای خدا از کوتهی مان درگذر
... غرق عصیانیم از پا تا به سر
... دست مان گیر ای خدای کائنات
... تا نلغزد پای مان روی صراط