اندازه ی هفت آسمون، اندازه ی صد کَهکِشون
... اندازه ی قلبم دوسِت دارم خدا
... اندازه ی یک سرنوشت،پهنای جَنّاتِ بهشت
... اندازه ی درکم دوسِت دارم خدا
... اندازه ی دنیا که نه، اندازه ی رویا که نه
... اندازه ی هر چی بگم بازم کمه
... اندازه ی روزایی که،یادم میره یادِت کنم
... کاشکی بگیری از دلم هر چی غمه
... من و این عشقِ رویایی، چه حال خوبی هم داره
... شبایی که پر از حرفم، دلم یا رَبّی کم داره
... تو رو حس میکنم هر جا، کنار حوضِ آرامش
... به من نزدیک تری یا رَب، شبا تو سُجدِه ی خواهش
... هر چی سُرودم واسه تو، هر چی نِوشتم مال تو
... من تُو بهشتم هر کجا یادِ تُواَم
... این جادّه ی پر پیچ و تاب،دنیام بشه، سَرد و خراب
... من ساکنِ اون شهر آبادِ تواَم
... هیچی منو آروم نکرد، هیچی نشد داروی درد
... جز آیه ای، از سوره ای، در نیمه شب
... هر چی بشه باید بگم،آروم نمیشم تا نگم
... اذکار و تَسبیحِ تو رو بر روی لب
... من و این عشقِ رویایی، چه حال خوبی هم داره
... شبایی که پر از حرفم، دلم یا رَبّی کم داره
... تو رو حِس میکنم هر جا، کنار حوضِ آرامش
... به من نزدیک تری یا رَب، شبا تو سُجدِه ی خواهش