قدس ای شکوه جاودان
... فتح صلاح الدین ببین
... فریاد یا للمسلمین
... تا حکم رب العالمین
... شد شرحه شرحه جان ما
... آینده در دستان ما
... تا قدس برگردد دلا
... یک روز در دامان ما
... خنجر به دست و جان به کف
... هستیم در سنگر به صف
... گردد محقق این هدف
... شور جهاد ایمان ما
... ای قوم بی شرم و حیا
... شیطان دون و رو سیه
... نامت سر در آوری
... یک روز از زندان ما
... یک بزدل کودک کشی
... از خویش شاد و سرخوشی
... شیطان اعظم کنده شد
... گور تو با دستان ما
... شد آسمانت موشکی
... در ترس خود جاری شدی
... در بطن تاریخ جهان
... یک شرم تکراری شدی
... سنگ من و دندان تو
... تیغ من و پایان تو
... با درد مشغول درو
... از آنچه می کاری شدی
... این قصه را آخر منم
... هر غصه را آخر منم
... اندیشه برتر منم
... از هستی ات عاری شدی
... برخیز ای خشم عرب
... همراه با شور عجم
... طرحی دگر آغاز کن
... ای جان به حق والقلم
... فصل براندازی شده
... الله زما راضی شده
... پایان این بازی شده
... پشت شدائد گشته خم
... ای سایه پوش تیره جان
... پشت نقاب شب جهان
... از وز وز بال مگس
... کی می رمد شیر ژیان
... ای که به غارت می زنی
... تیغ از کمین تیر از کمان
... تا خون به تن باشد مرا
... تا تن مرا باشد به جان
... والله اگر شمشیر
... بیرون بیاید از نیام
... صد تا شرارت بشکند
... وقتی بیاید یک یگان
... [ با تیر نشد تیغ نشد چوب نشد سنگ
... با هر چه به دستم برسد آمده ام جنگ
... گر دست تعدی کند پای دراز است
... آن دست کنم کوته و آن پای کنم لنگ ]