فریاد امت امتی
... هر روز و شب، ورد تو بود
... افسوس شیطان لعین
... مهر تو را از ما ربود
... شرمنده روی توئیم
... زین کار زشت مجرمین
... از غفلت و تقصیر ما
... گستاخ شدند این چنین
... اف بر شما ای کافران
... بر کار شوم و ننگ تان
... از قدر او چیزی نکاست
... لوح و خط بی رنگ تان
... ای جاهلان بدسرشت
... پندارتان زین کار چیست
... نام محمد تا ابد
... در جان و دلها ماندنی ست
... از پرتو انوار او
... چشمان تان کور است و تار
... از شدت درماندگی
... این کار زشت و ننگ و عار
... مهر جهالت حک شده
... بر روی دل های شما
... کابوس تلخی بیش نیست
... این خواب و رویای شما
... کوری چشمان شما
... یادش همیشه باقی است
... شب هایتان تار و سیاه
... شب های ما مهتابی است
... نور محمد تا ابد
... روشنگر راه من است
... در روز خورشید من
... و هنگام شب ماه من است