مرا در دل هوای کوی یار است
... محمد جلوه باغ بهار است
... فدا سازم دل و جان در ره او
... محمد در دو عالم گلعذار است
... محمد مظهر لطف الهی
... که در اعماق دل یکتا نگار است
... اگر کافر بتازد بر حریمش
... بداند ملک او تار و مار است
... صلاح الدین اگر دیگر نیاید
... صلاح الدین بسی صدها هزار است
... ز شاگردان پاک مکتب او
... که هر یک یار او جنت تبار است
... ابوبکر و عمر عثمان و حیدر
... که دین بر عشق ایشان استور است
... سلام حق روان جمله بادا
... که دین از جهد ایشان لاله زار است
... ولی نالم ز حال خود دریغا
... که چشم از جلوه دنیا خمار است
... چنان غفلت به دل ها ریشه کرده
... که سنت در نگاه خلق عار است
... مسلمانان تا به کی غافل ز رحمان
... یقین دانیم آدم رهسپار است
... بیا مؤمن به سوی حق شتابیم
... که ایزد بر من و تو انتظار است